وقتی تریلی از روم رد شد

امروز حالم بهتر شده.
دیروز و پریروز که نگو.
مثل اینگه خودم رو چشم زدم.
سرما خوردم.
دیشب نه پریشب فکم در حال منفجر شدن بود.
تو عمرم چنین دردی رو تجربه نکرده بودم.
شب ساعت سه یا بیشتر بود که خواستم برم دکتر.
آخرش دستم رو زیر چونه گذاشتم تا کمی دردش کمتر شد.
تا صبح هم بین خواب و بیداری بودم.
فکر کنم از خواهرزاده گرفتم.
ارسال دیدگاه برای این مطلب
آرشیور مطالب
آمار وبلاگ
کل مطالب : 10
کل نظرات : 0
بازدیدکنندگان امروز : 1
بازدیدکنندگان دیروز : 0
بازدید امروز : 10
بازدید دیروز : 0
کل بازدیدکنندگان : 2
کل بازدیدها : 11